|
خنده رو
شهید حاج محسن دین شعاری
محسن همیشه فردی خندان و خوشرو بود و در هیچ شرایطی گل لبخند از لبانش
چیده نمیشد، حتی در سختترین شرایط جبهه زمانیکه یکی از بچهها زخمی شد و
روی زمین افتاد محسن بالای سر او رفته بود و میخندید وقتی بچهها از او
پرسیدند چرا در این شرایط میخندد؟ پاسخ داد نمیدانم چرا میخندم؟این
خنده از شادی است یا ناراحتی؟! محسن خودش تعریف میکرد که در زمان خدمت
سربازی یک روز در مراسم صبحگاه مشترک که اتفاقاً در جلوی صف هم ایستاده
بودم ناگهان خنده ام گرفت و نتوانستم خود را کنترل کنم.فرمانده پادگان که
مشغول سخنرانی بود از این حرکت من تعجب کرد دستور داد مرا از صف بیرون
بکشند و 24 ساعت بازداشت نگه دارند بعد هم به من تذکر دادند که این عمل را
انجام ندهم اما من گفتم خنده در ذات من است به هر حال خندهای گاه و بیگاه
محسن به همه بچهها روحیه می داد.
شهید محسن دین شعاری
امین بیت المال
یکبار که محسن به مرخصی آمده بود یک شب جمعه به
دعای کمیل رفتیم، آن شب تا نزدیکی صبح در مراسم بودیم پس از به جا آوردن
نماز صبح به او پیشنهاد دادم که صبح به بهشت زهرا برویم، قبول کرد من
سوئیچ ماشین تویوتا را از او گرفتم تا ماشین را آماده کنم اما به من
گفت:«مگر خودت اتومبیل نداری؟» با ماشین تو به بهشتزهرا میرویم ، تعجب
کردم محسن ادامه داد این ماشین جهت آمدن از جبهه به خانه به من داده شده و
من موقعی آن را روشن میکنم که عازم جبهه باشم. محسن به حفظ اموال
بیتالمال خیلی مقید بود و هیچ وقت سمت و عنوان خود را برای ما نمیگفت.
منبع:پروندههای امانی از لشگر27
راوی:برادر شهید
امر به معروف در حج
من علاقه زیادی به محسن داشتم و دوست داشتم حداقل کار
کوچکی برای او انجام دهم چون میدانستم او اصلاً به دنیا اهمیت نمیدهد
سال 1363 برای تشرف به سفر روحانی حج اسم محسن را هم نوشتم و ما با هم به
زیارت خانه خدا رفتیم در آنجا میدیدم که اخلاق و روحیات او در میان دیگر
مسلمانان از کشورهای دیگر نیز تغییری نمیکند و همواره سعی در اصلاح و
ارشاد آنان دارد یکبار دیدم که او با فرد سیاه پوست و درشت هیکلی مشغول به
صحبت است و به او اعلامیه امام (ره) را میدهد. نمیدانستم چگونه اعلامیه
را درون ساک جاسازی کرده بود در حالیکه من خودم ساکها را بسته بودم به
ایشان گفتم:«محسن جان قدری احتیاط کن اینجا کشور بیگانه است، و با هرکس
نمیتوانیم صحبت کنیم و باید احتیاط کنیم ممکن است با شما برخورد کنند.
محسن با لبخند پاسخ داد:«امر به معروف و نهی از منکر غریبه و آشنا
نمیشناسد من به اینان گفتم که با ما همدست شوند مسلمانان جهان باید
بتوانند با وحدت قدس عزیز را آزاد کنند.
منبع:پروندههای امانی از لشگر27
|