گويند هر آدمي در آسمان هستي ستاره اي دارد که با تولدش مي درخشد و با
مرگش ستاره نيز افول مي کند، ولي ستارگاني در آسمان گيتي هستند که هميشه
پرفروغند.
|
|
اين ستارگان از آن بزرگمردان زميني هستند که از ابتدا، آسمان خانه آنها
بوده و ناگفته پيداست فروغ آسمان در دل شبهاي تار، بسته به فروغ اين
ستارگان زميني است که جايگاه ابدي آنان قلل رفيع آسمان است .
"مصطفي چمران " يکي از اين ستارگان تاريح انقلاب اسلامي است که هرگز
خاموش نشد و شايد بهتر بگوييم به قول لسان الغيب " ستاره اي که ماه مجلس
شد " و امروز پس از گذشت حدود 28 سال از شهادتش ، مايه مباهات اهالي زمين
و آسمان است .
دکتر چمران در سال 1311 شمسي در تهران خيابان 15 خرداد، منطقه بازار
آهنگرها متولد شد و تحصيلات خود را در مدرسه اي در نزديکي خيابان پامنار
آغاز و در مدارسي همچون دارالفنون و البرز دوران متوسطه را طي کرد.
مصطفي پس از فارغ التحصيلي در رشته الکترومکانيک و يک سال تدريس در
دانشکده فني ، براي ادامه تحصيل راهي آمريکا شد و در آن سامان ، دانشنامه
دکتراي خود را دريافت کرد.
چمران را مي توان يکي از بانيان اصلي تاسيس انجمن هاي اسلامي دانشجويي در آمريکا دانست .
اين شهيد با آغاز قيام 15 خرداد 1342 به رهبري امام خميني (ره )، به
صف مبارزان انقلابي پيوست و همواره يکي از مروجان انديشه هاي امام در
ايران و ديگر کشورهاي اسلامي بود.
وي در همين دوران به همراه تني چند از همفکران خود به مصر رفت و به
مدت دو سال به فراگيري فنون جنگ هاي نامنظم و چريکي پرداخت و سپس به لبنان
عزيمت کرد.
چمران ، منطقه شيعه نشين جنوب لبنان را برگزيد و در کنار ايجاد محيط
هاي آموزشي براي فرزندان اين منطقه محروم ، مبارزه با غاصبان صهيونيست را
سرلوحه کارهاي خود قرار داد و تا بازگشت به ميهن اسلامي هيچگاه اسلحه اي
را که براي انهدام دشمن صهيونيست در دست داشت ، بر زمين نگذاشت.
بعد از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي دکتر چمران به ايران بازگشت و به ساماندهي نيروهاي نظامي اقدام کرد.
مقدمات تشکيل سپاه پاسداران و سازماندهي ارتش از جمله ماموريت هاي اصلي او در اوايل انقلاب اسلامي بود.
دکتر چمران در جريان فعاليت هاي اجرايي اوايل پيروزي انقلاب اسلامي سمت معاون نخست وزيري را نيز در کارنامه درخشان خود داشت.
تجربه بازسازي نيروهاي نظامي ، تشکيل سپاه پاسداران و حضور در عرصه
هاي نظامي ، سياسي و سمت هاي همچون وزير دفاع ، نمايندگي امام (ره ) در
شوراي عالي دفاع هيچکدام نتوانست روح بلند و عاشق آن شهيد را ارضا کند.
شهيد چمران مي نويسد: "اين منم معجون عجيبي ، حديد و اشک ، طبع لطيف
، قلب حساس ، چشم اشک آلود، وجودي که تار و پودش با عشق و محبت سرشته شده
است ، آنگاه حديدتر از حديد، سختتر از خارا، محکمتر از کوه ، عجبا اشک و
آهن چگونه با هم جمع شده است .
"نمي توانم مورچه اي را بيازارم ، نمي خواهم دشمني را که قصد حيات
مرا کرده از پاي درآورم ، در برابر لرزش يک برگ دلم مي لرزد و در مقابل
اشک يتيم آب مي شوم ، چشمک يک ستاره قلبم را به خود جذب مي کند و نسيم
سحري روحم را به آسمان ها مي برد. خدايا اين لطافت با آن خشونت چگونه با
هم جمع شده است ، خود در تعجبم ."
مبارزات شهيد مصطفي چمران در جبهه هاي نبرد همچنان ادامه داشت تا آنجا که از او به عنوان سردار عرفان جبهه ها نام مي برند.
در سحرگاه سي و يکم خردادماه 1360، زماني که "ايرج رستمي " فرمانده
منطقه "دهلاويه " در همان منطقه به شهادت رسيد، دکتر چمران با وجود درد و
غم از دست دادن اين فرمانده بزرگ رو به ياران گفت : خدا رستمي را دوست
داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، مي برد.
سخنش تمام شد، با همه ياران وداع کرد و هنوز ساعاتي از اين سخن
نگذشته بود که در پشت خاکريزي در نقطه اي که در تيررس دشمن بود، مورد
اصابت خمپاره اي قرار گرفت.
در همان لحظات اول ديگر با کسي سخن نگفت و به کسي نگاه نکرد، گويي آهن داغ در نخستين برخورد پشت سر او را شکافت .
او را به بيمارستان سوسنگرد که بعدها به نام شهيد دکتر چمران نام گرفت
، منتقل کردند و سپس بسرعت با آمبولانس به سوي اهواز بردند ولي افسوس جسم
بيجان او به اهواز رسيد.
هنوز هم ياران باوفاي مصطفي در غم از دست دادن او عزادارند و امروز پس از گذشت 28 سال يادش را گرامي مي دارند.
از : محبوبه آذرخيل خبرگزاری ایرنا
|